بشریت بار دیگر خود را مواجه با فاجعه بزرگ یک جنگ خونین، ویرانگر و خطرناک می بیند.
متاسفانه این اولین بار نیست که کشوری بر خلاف قوانین معتبر بین المللی، به یک کشور مستقل دیگر حمله می کند و باعث مرگ، رنج و بدبختی مردم می شود.
در ۲۴ فوریه سال جاری، ارتش فدراسیون روسیه با تهاجم غیرقانونی به خاک کشور مستقل اوکراین، ضربه سنگین و دردناکی به صلح و همزیستی مسالمت آمیز در اروپا وارد آورد. این جنگ تاکنون جانهای بی شماری را گرفته و ۱۰ میلیون انسان را آواره کرده است.
جامعه ایرانیان در آلمان همراه با بسیاری از سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و صلح، صمیمانه امیدوار است که این تجاوزات و ویرانیهای بیمعنا در اوکراین که با درد و نابودی زندگی میلیونها انسان همراه است، هر چه زودتر پایان یابد.
همه کشورها بدون استثنا موظف به رعایت و احترام به ارزش ها و اصول مندرج در منشور ملل متحد، شورای اروپا و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و همچنین قوانین بین المللی هستند.
در شرایط غم انگیز و دردناک کنونی، احترام به حاکمیت قانون و حقوق بشر از اهمیت ویژه و اساسی برخوردار است و احترام به آنها باید برای همه افراد بدون توجه به رنگ پوست و ملیت یکسان باشد.
به همین دلیل، ما هر نوع تبعیض و هر نوع نژادپرستی را در برخورد با پناهندگان غیر اوکراینی که برای فرار از جنگ و نجات جان خود به کشورهای اروپایی پناه آورده اند، به شدت محکوم می کنیم.
در عین حال، ما نسبت به مقصر دانستن مردم روسی الاصل و روسی زبان در آلمان و رفتار نژادپرستانه و تبعیض آمیز با آنها در ارتباط با این جنگ تجاوزکارانه، هشدار می دهیم.
جامعه ایرانیان در آلمان فعالانه از پناهندگان اوکراینی و شهروندان ایرانی که در اوکراین تحصیل یا کار کرده اند حمایت می کند.
ما از همه ایرانیان در آلمان می خواهیم که به مردمی که از اوکراین به آلمان پناه آورده اند، کمک کنند، همچنانکه سعدی شاعر بزرگ ایرانی در قرن سیزدهم شعر جهانشمول همبستگی انسانی را در شاهکار گلستان سروده است
بنىآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوى به درد آورَد روزگار
دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
هیئت رئیسه جامعه ایرانیان در آلمان
I am text block. Click edit button to change this text. Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.
به مناسبت درگذشت هوشنگ ابتهاج
هوشنگ ابتهاج (ه.الف. سایه) شاعر و غزلسرای بزرگ، ترانهسرای توانا و از اعضای نخستین کانون نویسندگان ایران، در سن ۹۵ سالگی در شهر کلنِ آلمان رخ در نقاب خاک کشید. او که همواره دلنگرانِ میهن و مردمش بود، در شعر زیبایی بنام «آزادی» که در دیماه ۱۳۵۷سرود، چنین گفت:
…
ای آزادی!
از ره خون میآیی،
اما
میآیی و من در دل میلرزم:
این چیست که در دست تو پنهان است؟
این چیست که در پای تو پیچیدهست؟
ای آزادی!
آیا
با زنجیر
میآیی؟ . . .
زندگی نشان داد که این احساس نگرانی و هراس درباره آینده سرزمینی که او هماره آینه بر دست ، درد و اندوه و شادی مردمانش را به شکلی شیوا در قامت واژگانی ساده و زیبا ،شاعرانه به تصویر میکشید تا چه اندازه درست بود. سایه آفرینشگری نازک خیال، زیبا پسند و واقعگرا و ادامه دهنده خلاق سنت هنری و اندیشه ورزی های خیام، فردوسی، مولوی ، حافظ و سعدی و در سپهر شعرنوی فارسی از شاگردان برجسته ی نیما یوشیج بود. او افزون بر گستره شعر با سرپرستی برنامهی گلها در سالهای پنجاه در رادیو و همچنین پایهگذاری برنامه موسیقایی گلچین هفته و پس از آن ، در سپهر موسیقی ایرانی نقشی تاثیرگذار و فعال داشت . شمار فراوانی از چندین نسل از ایرانیان با شعر او زندگی کرده و مانوس شدند وخیلِ آیندگان دوستدار شعر فارسی و فرهنگ ایرانی هم در گذر زمان دیر یا زود با آفریده های او آشنا و از شعر و سخنِ او بهره ور خواهندگشت.
با درگذشت این شاعر خردورز و واقعگرا ، ایرانزمین یکی از قله های بلند شعر فارسی و فرهنگ ایرانی دوران معاصر را که بیش از هفت دهه در پهنهی فرهنگ و هنرش درخشید، از دست داد.
جامعه ایرانیان در آلمان درگذشت هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) را به خانواده، دوستانِ و تمامی ایرانیانِ فرهنگدوست صمیمانه تسلیت میگوید.
تو در من زنده ای، من در تو، ما هرگز نمی میریم.
من و تو با هزاران دگر
این راه را دنبال می گیریم.
از آنِ ماست پیروزی.
از آنِ ماست فردا، با همه شادی و بهروزی.
یاد و نامش جاودانه باد
هیات مدیره جامعه ایرانیان در آلمان
امسال اول ماه مه همزمان با جنگ در اوکرایین و کماکان شرایط پاندمی ویروس کرونا است. حقوق بگیران با قیمت های فزاینده مواد غذایی و انرژی، تضعیف و فشار ممتد به سندیکاهای کارگری، اخراجهای گسترده و اجاره خانههای بالا، دست و پنجه نرم میکنند. افرادی که در مشاغل نامطمئن و بیثبات استخدام شدهاند و درآمد کمی دارند، به سختی می توانند با درآمد ناچیزشان، زندگی کنند و همواره به کمک های دولتی وابسته هستند. طبق نظرسنجی ها، تقریباً از هر 5 نفر، یک نفر در بخشهای با دستمزد پایین، کار می کند. به طور خاص، شهروندانی که پیشینهی مهاجرتی دارند، در این دوران، بیشتر تحت فشار قرار می گیرند و اغلب به عنوان کارگر موقت یا از طریق قرارداد کاری با شرکتهای واسطه و سودجو، با دستمزد پایین، استخدام می شوند.
ایرانیان ساکن آلمان نیز از این شرایط رنج می برند.
شکاف بین فقیر و غنی، آشکارا در حال ژرفش است. در حالی که افزایش بودجه های نظامی و پیامدهای آنها فشار شدیدی به اقتصاد و اکثریت خانواده ها وارد و خطر سقوط به فقر بسیاری از انسان ها را تهدید می کند، برخی از این بحران سود جستهاند و در این وضعیت، به طرز چشمگیری ثروتمند شدهاند.
اکنون بار دیگر زمان آن فرارسیده که این پرسش را مطرح کنیم که ما چگونه میتوانیم و میخواهیم جامعه آلمان را در مقابل چالشهای بزرگ این دوران عادلانهتر، با همبستگی بیشتر تکامل و شکل دهیم؟
آنچه که مسلم است، تامین هزینه هنگفت فرآیندهای گذارِ چالشبرانگیز همچون مقابله با تغییرات اقلیمی، دیجیتال سازی و ساختمان جامعه پسامهاجرتی را نمیتوان تنها بر عهدهی کارگران، کارمندان و فرزندان آنان در آینده گذاشت.
ما بیشتر به همبستگی، عدالت و فرصت برابر نیازمندیم و آنچه در این میان بیتردید اهمیتی اجتنابناپذیر دارد، همانا نگاهداری و تکامل پایهها و سامانه آزادیخواهانه و دمکراتیک و همبستگی اجتماعی در جامعه آلمان میباشد.
مفهوم حمایت و یا پشتیبانی چیست؟
پشتیبانی در اینجا ارتباط انسانی بین دو فرد تعریف می شود که در صورت ایده آل آن ارتباطی سراسر از اطمینان ، اعتماد و دوستی دوطرفه بین فرد پشتیبان با نام تخصصی «منتور» ، و فرد دریافت کننده حمایت و پشتیبانی با نام تخصصی «منتی» می
باشد. زمینه و پایه این روابط همیشه بر اساس قدرشناسی و اطمینان متقابل و نیز انتقال دانش «منتور» با هدف پشتیبانی گام به گام، به «منتی» می باشد.
برای مثال این پشتیبانی ها می توانند:
-
- حمایت و پشتیبانی متقابل و مشارکت دوطرفه در یادگیری زبان
- حمایت در دوره تحصیلی
- حمایت و راهنمایی طی مرحله گذر از زمان پایان تحصیل از مدرسه و یا پایان دوره آموزش های حرفه و کاری (راهنمائی ، آماده سازی جوانان برای ورود به محیط کار)
- تبادل فرهنگی
- پشتیبانی در فعالیت های ورزشی و سرگرمی و تفریحی
سوال های متداول
- یک دوره پشتیبانی چه مدت به طول می انجامد؟
در شکل ایده آل آن بین «منتور» و «منتی» یکی رابطه دوستی طولانی مدت و دوام دار بوجود می آید. - برای «منتور» و یا «منتی» بودن در این پروژه آیا محدودیت سنی وجود دارد؟
برای فرد «منتی» ، تمرکز پروژه روی افراد در گروه سنی بین ۱۷ سال تا ۲۷ سال می باشد. برای فرد «منتور» بودن محدودیت سنی وجود نداشته و فرد «منتور» می تواند هم سن فرد منتی نیز باشد. - چقدر این فعالیت زمان بر است و چه مدت زمانی را باید به آن اختصاص داد؟
برای تداوم کار، پیشنهاد می شود که هفته ای یکبار ملاقات و گفتمان برنامه ریزی شود. چون رابطه بین «منتور» و «منتی» فردی بوده و در جهت بهبود وضعیت موجود و کیفیت بخشیدن به روند پیشرفت و فعالیت کمک شونده است، می تواند با توجه به موضوع مطرح شده، اهداف و علایق «منتی» و امکانات و شرایط موجود، زمانبندی تنظیم و برنامه ریزی شود. با توجه به نیاز و انتظارات فرد «منتی» می تواند گونه راهنمایی تغییر کند. - فرد «منتور» باید دارای چه مهارت های خاصی باشد؟
در اینجا علاقه به پشتیبانی ، توانایی و استعداد فردی در مشاوره دادن و نیز تجربه زندگی مورد نظر می باشند و احتیاج به ارائه مدرک پایان تحصیل و نیز مدرک تحصیلی تخصصی نمی باشد. - آیا هزینه مالی را باید متقبل شد؟
«منتور» شدن هزینه و پرداختی ندارد. و البته در صورت متقبل شدن هزینه ای در چارچوب این پروژه، فرد «منتور» با ارائه صورت حساب و تا زمان مشخصی ، هزینه به او بازپرداخت می شود - آیا هر فرد آزاد در انتخاب «منتور» و یا «منتی» خود می باشد؟
در جلسه اول دیدار هر فرد می تواند برای انتخاب «منتور» و یا «منتی»، اظهار نظر کرده و ایده آل خود را بازگو کند. تلاش خواهد شد که افراد از لحاظ روابط انسانی و هم فکری مورد نظر یکدیگر باشند. - در صورت اختلاف نظر و عدم تفاهم بین «منتور» و «منتی» چه خواهد شد؟
طی پروژه بطور مرتب و فواصل مشخص جلساتی برای دیدار و گفتمان جمعی و نیز همراه کلاسهای آموزشی که شرکت در آنها داوطلبانه می باشد، برگزار خواهد کرد. در این جلسات امکان آموزش برای «منتور» ها و «منتی» ها بوده و نیز امکان فراهم می شود که تجربه ها و موفقیت های کسب شده در اختیار همه شرکت کنندگان قرار گیرد و نیز مشکلات احیاناً بوجود آمده ، مطرح و در مورد حل آنها صحبت شود. - یک دوره پشتیبانی چه مدت به طول می انجامد؟
در شکل ایده آل آن بین «منتور» و «منتی» یکی رابطه دوستی طولانی مدت و دوام دار بوجود می آید. - برای «منتور» و یا «منتی» بودن در این پروژه آیا محدودیت سنی وجود دارد؟
برای فرد «منتی» ، تمرکز پروژه روی افراد در گروه سنی بین ۱۷ سال تا ۲۷ سال می باشد. برای فرد «منتور» بودن محدودیت سنی وجود نداشته و فرد «منتور» می تواند هم سن فرد منتی نیز باشد. - چقدر این فعالیت زمان بر است و چه مدت زمانی را باید به آن اختصاص داد؟
برای تداوم کار، پیشنهاد می شود که هفته ای یکبار ملاقات و گفتمان برنامه ریزی شود. چون رابطه بین «منتور» و «منتی» فردی بوده و در جهت بهبود وضعیت موجود و کیفیت بخشیدن به روند پیشرفت و فعالیت کمک شونده است، می تواند با توجه به موضوع مطرح شده، اهداف و علایق «منتی» و امکانات و شرایط موجود، زمانبندی تنظیم و برنامه ریزی شود. با توجه به نیاز و انتظارات فرد «منتی» می تواند گونه راهنمایی تغییر کند. - فرد «منتور» باید دارای چه مهارت های خاصی باشد؟
در اینجا علاقه به پشتیبانی ، توانایی و استعداد فردی در مشاوره دادن و نیز تجربه زندگی مورد نظر می باشند و احتیاج به ارائه مدرک پایان تحصیل و نیز مدرک تحصیلی تخصصی نمی باشد. - آیا هزینه مالی را باید متقبل شد؟
«منتور» شدن هزینه و پرداختی ندارد. و البته در صورت متقبل شدن هزینه ای در چارچوب این پروژه، فرد «منتور» با ارائه صورت حساب و تا زمان مشخصی ، هزینه به او بازپرداخت می شود - آیا هر فرد آزاد در انتخاب «منتور» و یا «منتی» خود می باشد؟
در جلسه اول دیدار هر فرد می تواند برای انتخاب «منتور» و یا «منتی»، اظهار نظر کرده و ایده آل خود را بازگو کند. تلاش خواهد شد که افراد از لحاظ روابط انسانی و هم فکری مورد نظر یکدیگر باشند. - در صورت اختلاف نظر و عدم تفاهم بین «منتور» و «منتی» چه خواهد شد؟
طی پروژه بطور مرتب و فواصل مشخص جلساتی برای دیدار و گفتمان جمعی و نیز همراه کلاسهای آموزشی که شرکت در آنها داوطلبانه می باشد، برگزار خواهد کرد. در این جلسات امکان آموزش برای «منتور» ها و «منتی» ها بوده و نیز امکان فراهم می شود که تجربه ها و موفقیت های کسب شده در اختیار همه شرکت کنندگان قرار گیرد و نیز مشکلات احیاناً بوجود آمده ، مطرح و در مورد حل آنها صحبت شود.
آیا علاقه مندید که با تجربه ها و دانش و اطلاعات خود دیگران را پشتیبانی کنی؟
آیا علاقه مند به تبادل فرهنگی هستی؟
بگذار این پشتیبانی ، فعالیت داوطلبانه و کار افتخاری که انجام می دهی بصورت یک نوع کارآموزی و یا دریافت گواهی برای آن ، جنبه رسمی تری پیدا کند
آیا علاقه مند به تبادل فرهنگی هستی؟
آیا بدنبال حمایت و پشتیبانی فردی با تجربه و کاردان هستی که با حمایت معنوی خود همیشه در کنارت باشد؟
آیا علاقه مند به یک ارتباط دوستانه جدید هستی؟
پشتیبانان مالی و شریکان در این پروژه
مسئول پروژه
شبناز خادم صبا مسئول پروژه «ویتامین پ- ایجاد فرصت هایی برای گذار از آموزش مدرسه ای به مرحله شغلی» است. او در رشته تاریخ و فرهنگ خاور نزدیک با تخصص مطالعات سامی تحصیل می کند. شبناز در طول مدت تحصیل اش پروژه های مختلف فرهنگی در برلین را سازماندهی کرده است. او پس از یک دوره کارآموزی در سازمان مردم نهاد «سرو امید آفتاب» در ایران و کار با کودکان و نوجوانان محروم، در حال حاضر مشغول به تحصیل در رشته تاریخ و زبان انگلیسی با تخصص معلمی در دانشگاه آزاد برلین است.
شبناز خادم صبا برای مدت مرخصی زایمانِ ماریا جنینگز جایگزین شده است.
ماریا جنینگز دانش آموخته رشته جامعه شناسی و علوم تربیتی تجربه سال ها فعالیت در نهادهای مختلف در زمینه روانشناختی اجتماعی را دارد.
محور اصلی کار او سرپرستی افراد در موقعیت های بحران و با معلولیت های روانی بوده است. او به عنوان همکار جدید از نیمه ماه اوت «جامعه ایرانیان» را در پروژه ویتامین پ ( پشتیبانی برای گذار از محیط مدرسه به کار) تقویت می کند.
آیين خجستهی نوروز بيانگر سنت ديرينهی رويکرد به نوگرايی و دگرگونی طبيعت و انسان است. سنتی مشترک که صرفنظر از مکان زندگیِ جغرافیایی، اقوام و ملتهای گوناگون را با زیبایی و نیروی جادویی و جاودانیاش بههم پيوند میدهد. نوروز هر سال در ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، قرقیزستان و بخشهایی از عراق، سوریه، ترکیه، روسیه و چین برگزار میشود. بهرسميت شناخته شدن نوروز بهعنوان ميراث فرهنگِ جهانی توسط يونسکو نشانگر اين واقعيت است که ارزش اين نماد فرهنگی، تنها به عرصههای ملی و قومی محدود نمانده و پهنهی خود را تا سطوح جهانی گسترده است.
جامعه ایرانیان در آلمان از ماه مارس 2013 پیگیرانه برای دستیابی به خواست های زیر در آلمان از هیج کوششی فروگذار نکرده است:
- بهرسمیت شناختن نوروز و اعلام تعطیلی رسمی مدارس در روز اول فروردین برای تمامی دانشآموزانِ وابسته به حوزهی فرهنگی نوروز،
- شادباش رسمی نوروز به تمامی شهروندان وابسته به حوزهی فرهنگی نوروز در آلمان از سوی مقامات مهم دولتی اين کشور، همانگونه که در ايالات متحده، کانادا و برخی کشورهای اروپايی مرسوم است.
به رسمیت شناخته شدن اين خواست ها به معنای پذیرش تنوع فرهنگی در آلمان بعنوان کشوری مهاجرپذیر است. تنها با يک پشتيبانی فراگير میتوانیم به خواستِ رسميت بخشيدن به سنت فرهنگی دیرینه نوروز در جامعهی آلمان، که آرزوی قلبی همهی ماست، جامهی عمل بپوشانيم.
در پایان باید گفت که نوروز جشن صلح و دوستی است. نوروز امسال یادی از قربانیان جنگ در اوکرایین، سوریه، یمن، افغانستان و هر جای جهان کنیم.
با جنگ و جنگ افروزی در هر شکل آن مبارزه کنیم!
جامعه ایرانیان در آلمان مانند هرسال هشتم مارس روز جهانی زن را گرامی می دارد.
در سال ۱۹۷۷ میلادی هشتم ماه مارس با نام روز جهانی «حقوق زنان وصلح بینالمللی» در روزشمار سازمان ملل ثبت شد. از آن زمان گرامیداشت روز زن به عنوان یک روز مهم جهانی، از سوی سازمان ملل برای توجه هرچه بیشتر جهانیان برای اجرا و تحقق اعلامیه جهانی حقوق بشردر زمینه حقوق زنان و دختران مطرح است.
افزون براین گرامیداشت روز جهانی زن، تلاشی پایدار برای یادآوری این مهم است که در بسیاری از کشورها به مطالبات زنان برای برقراری تساوی حقوق اجتماعی، کاری، سیاسی و فردی و رفع تبعیض جنسیتی توجه نمی شود و زنان ناگزیر به مبارزه برای بدست آوردن یا حفظ حقوق فردی و اجتماعی خود می باشند.
این حرکت های مدنی در سده کنونی همانند آغاز جنبش زنان در اروپا و آمریکا است که با جنبش زنان کارگر در سال های ۱۹۱۱تا ۱۹۲۱ میلادی گسترش یافت و تا امروز در دفاع از حقوق زنان دوام داشته است. ازاین رو می توانیم قدمت روز جهانی زن را بیش از یک قرن بدانیم.
هر سال در روز هشتم مارس زنان با برگزاری برنامه های گوناگون روشنگرانه و با برپایی تظاهرات سراسری سعی بر آن دارند که افکار عمومی و نظر سیاستمداران و قانونگذاران ، بویژه درجوامع مرد سالار دارای قوانین زن ستیز را به سوی توجه هرچه بیشتر به برقراری تساوی حقوق انسانی زنان با مردان سوق دهند.
هشتم مارس هرسال روزی برای ارزشگذاری همه دستاوردهای حاصل از این جنبش ها و فعالیت های مدنی زنان درجوامع مختلف است.
نه فقط روز هشتم مارس و به عبارتی سالی یکبار، که باید هرروز در کسب و حفظ حقوق زنان کوشید، چرا که هرروز شاهد نقض حقوق انسانی زن در هر ساختار اجتماعی ودر هر گروه سنی در بسیاری از کشورهای جهان بویژه در ایران، افغانستان و خاورمیانه هستیم.
درآلمان توجه هرچه بیشتر به برقراری تساوی حقوق زنان در جامعه مردسالار اوایل قرن بیستم با آزادی حق رای زنان آغاز شد و سیاستگذاران آن زمان به کوشش چهارتن از بانوان نماینده در پارلمان آلمان شرکت زنان در انتخابات آلمان را قانونی ومجاز اعلام کردند. ولی عدم تساوی حقوق زنان با مردان در مواردی چون دریافت مزد نابرابر همچنان ادامه دارد و در شوراهای شهر، پارلمان های ایالتی و پارلمان فدرال آلمان همچنان نمایندگان زن در اقلیت هستند.
از سال ۲۰۰۱ آلمان به عنوان یک کشور مهاجرپذیر محل زندگی بسیاری از بانوان و دختران مهاجر است و در سال های اخیر پذیرای بیشماری از بانوان و دختران پناهجوو پناهنده می باشد. امسال این فرصت را مناسب می دانیم که برخی از خواسته های این گروه از بانوان و دختران را از سوی جامعه ایرانیان در آلمان برشماریم:
- تسهیل شرایط اقتصادی سیاسی اجتماعی و فردی زنان مهاجر
- جدی گرفتن نقش فعال و برجسته زنان متخصص با پیشینه مهاجرت در همه عرصه های اجتماعی-اقتصادی
- تعیین و یا ارتقا سهم بانوان با پیشینه مهاجرت در سطوح بالای مدیریت
- تعیین سهم مشارکت بانوان با پیشینه مهاجرت در احزاب دموکراتیک آلمان
- تعیین سهم بانوان با پیشینه مهاجرت برای نمایندگی در شوراهای شهر، پارلمان های ایالتی و نیز پارلمان فدرال آلمان
- ایجاد شرایط بهتر تحصیلی و آموزش بزرگسالان برای بانوان و دختران پناهجو و پناهنده
- ایجاد شرایط مناسب ورزش بانوان و دختران پناهجو ارائه کلاسهای آموزشی برای بانوان و دختران پناجو و پناهنده برای تسهیل جذب در بازار کار آلمان
- شناخت و رفع موانع برای ورود به بازارکار برای بانوان با پیشینه مهاجرت و نیز پناهجو و پناهنده
- رفع موانع قانونی حق رای مهاجران، پناهجویان و پناهندگان برای شرکت در انتخابات محلی شهرهای محل زندگی شان
- تشکیل کلاس های آموزش هدفمند برای کسب دانش کار سیاست اجرایی در آلمان مختص بانوان برای تشویق به همکاری و شرکت مستقیم آنان در فعالیت های مدنی مانند انجمن ها و سیاستگذاری در آلمان
امسال در روز جهانی «حقوق زنان وصلح بینالمللی»، مساله صلح جهانی به دلیل جنگ در کشور اوکرایین از وزن ویژه ای برخوردار است. ما برای آسیب دیدگان جنگ در اوکرایین و دیگرکشورهای جنگ زده، که بیش از همه زنان و کودکان اند، آرزوی برقراری صلح داریم. حمایت ما همدلی با صلح است!
جامعه ایرانیان در آلمان، ٢١ فوریه ٢٠٢٢، روز جهانی زبان مادری را گرامی می دارد.
یونسکو این روز را در سال ٢٠٠٠ به این دلیل نام گذاری کرد که نزدیک به نیمی از زبان های دنیا در معرض نابودی قرار دارند. با هدف «پشتیبانی از تنوع زبانی و فرهنگی و چندزبانه بودن» در این روز، زبان هایی که در سراسر دنیا در میان اقلیت هایی با جمعیتی کمتر از ده هزار نفر رایج اند، پاس داشته می شوند.
این روز از این جهت مهم است که پژوهش های تجربی نشان می دهند، چیرگی بر زبان مادری کلید آموزش زبان های نوین در یک دنیای جهانی شده است.
جامعه ایرانیان در آلمان بنا به سه دلیل که از این تحول تاریخی سرچشمه می گیرند، این روز را گرامی می دارد:
نخست– در جامعه ای که 25% شهروندان آن پیشینه مهاجرتی دارند، کاربرد و پشتیبانی از زبان مادری در کنار زبان آلمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از نگاه یک اتحادیه سراسری سازمان های مهاجران، می کوشیم بر اهمیت آموزش زبان مادری و چندزبانه بودن به مثابه کلیدی برای همگرایی (انتگراسیون) و مشارکت بهتر، درک متقابل نیک تر و غنای تنوع فرهنگی تاکید کنیم.
دوم– برای بسیاری که زبان مادری شان پارسی، زبان رسمی ایران است، خواهان برسمیت شناختن این زبان و گنجاندن آن در برنامه های درسی مدرسه های آلمان، مانند نمونه هامبورگ، بعنوان رشته درسی انتخابی هستیم.
سوم– ما ایرانیان و ایرانی تباران حامل تجربه هایی از یک کشور چندزبانه و چندقومی هستیم و می خواهیم به این مناسبت زبان های پرشماری را که در ایران و منطقه ای که ایران در آن قرار گرفته، گرامی بداریم.
با تاسف فراوان از مرگ بکتاش آبتین، شاعر و فیلم ساز ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران که در حال گذران محکومیت ناعادلانه شش سال زندان خود بود، مطلع شدیم.
کانون نویسندگان ایران به این مناسبت اعلام کرده است که
«حاکمیت جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی و امنیتی آن را عامل و مسئول فاجعه مرگ و بلکه قتل تبهکارانه بکتاش آبتین می داند و صدای دادخواهی خود را به گوش جهانیان می رساند و از همه آزادی خواهان، نهادهای مستقل هم سو و مدافعان حقوق بشر می خواهد چشم بر این جنایت نبندند و فریاد اعتراض خود را رساتر سازند».
جامعه ایرانیان در آلمان این کوتاهی عامدانه در رسیدگی به وضعیت تندرستی بکتاش آبتین که منجر به مرگ نابهنگام این جان فرهیخته در زندان جمهوری اسلامی شد را محکوم می کند و خواستار پیگیری و روشن شدن جزئیات این فاجعه انسانی است.
ما در کنار و همراه دیگر نهادهای مدنی و حقوق بشری مصرانه از دولت جدید آلمان بویژه از خانم „بربوک“ وزیر خارجه میخواهیم، همانگونه که در موافقتنامه ائتلافی نیز صریحا بر سیاست خارجی نوین آلمان مبتنی بر ارزش های انسانی تاکید شده، برای آزادی کنشگران مدنی، مدافعان حقوق زنان و کودکان، فرهنگسازان و هنرمندان و فعالان محیط زیستی در ایران و همچنین شهروندان دوتابعیتی زندانی از هیچ کوششی فروگذار نکند.

