نظر شما در مورد تاسیس جامعه ایرانیان در آلمان چیست؟

این نهاد مانند هوا برای ایرانیان خارج از کشور ضروری است. ترکیب جمعیتی آلمان در حال دگرگونی است و سهم مهاجران در زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور بطور فزاینده رشد می کند. اگر ایرانیان به سازماندهی خود نپردازند، نمی توانند نقش شایسته خود را در این رابطه بازی کنند.

(آرش برومند)

 ايرانيان و ایرانی­ تباران آلمان، با جمعيتی که حدود 150 هزار نفر یا بیشتر تخمين زده می­شود، به عنوان اقليت از وجودی عينی در کشور آلمان برخوردارند، اما فاقد حضور ذهنی­ اند. مراد از حضور ذهنی، شرکت گروهیِ ايرانيان به عنوان جامعه ايرانی در زندگی اجتماعی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی جمهوری فدرال آلمان است. مهم­ترين عامل فقدان حضور ذهنی، نبود سازمان­های جدی و سراسری است که از منافع مادی و معنوی ايرانيان در برابر نهادهای گوناگون دولتی و غيردولتی دفاع کند. با توجه به ترکيب کيفی بالای ايرانيانِ ساکن در آلمان (درصد بالای متخصصان، دانش­آموختگان، موقعيت خوب شغلی و مالی، …)، در صورت وجود یک سازمان­ نيرومند ايرانی که همياری و پشتيبانی متقابل همه ايرانيان ساکن آلمان، بدون توجه به تعلق حرفه­ای، دینی، سیاسی و عقیدتی آنان را آماج خود قرار دهد، زمينه برای پايه­ريزی يک اقليت توانمند، بالنده و ثروتمند ايرانی و موثر در زندگی اجتماعی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی آلمان فراهم خواهد شد.

(عیسی پهلوان و صادق صادقی پور)

 گامی بسیار بزرگ و به نظر من مهم تر از همه چیز برای ما ایرانیان مهاجر در کشور آلمان میباشد. و فکر میکنم که خیلی ها هنوز به مهم بودن این کار توجه ندارند.

متاسفانه از آنجایی که ما ایرانی ها در تمامی زندگانیمان از همه کلک و نارو خوردیم و نسبت به همه چیز و همه کس و همه حرکتی، با دودلی و یا بهتر بگویم چند دلی نگاه میکنیم و همیشه تردید همگام ماست. به قول یکی از سیاستمداران آلمانی، ایران کشوری زیباست با تاریخ کهن، ولی در چند قرن گذشته فقط از حاکمان احمق برخوردار بوده. من مدتی هست که در گوشه و کنار میشنوم که آقا اینها مشتی دکتر و مهندسند و توده ای ها که دور هم جمع شدند و این چیزها باورتان بشود که برای من دفاع از اهداف این انجمن یک چیز مانند حساسیت ناموسی شده و در گفتگوهای مختلفی در گیر میشوم و برایم یک وظیفه میدانم که از اهداف این جامعه پشتیبانی کنم

من یک پیشنهاد دارم، بیایید برای اینکه به همه بشناسانیم که ما کی هستیم و چی میخوایم یک حرکتی کنیم که اعضای انجمن خودشون رو کوتاه در یک میل معرفی کنند و هدفشون رو هم در این راستا بنویسند و حتی خواسته هاشون رو و سپس همه را جمع کرده و برای همگی بفرستید تا دیگران بدانند که همه ما دکتر و مهندس و از ما بهتران نیستند و در بین ما راننده تاکسی و حتا کسی مانند من نجار هم وجود داره و انسانیتو حق فکر کردن به شغل نیست و هم اینکه این کار برای کشاندن افراد به این جامعه خیلی کار ساز است به نظر من. من هم یک نمونه براتون میفرستم نگاه کنید و اگر هم موافق نبودید بریزید تو سطل آشغال کامپیوتر تون و فراموشش کنید.

 هومن میرفعتی هست در برلین زندگی میکنم، کارم، نجار مستقل هستم و از نخستین روز نشست رسمی این جامعه همراه این جامعه هستم و به خودم هم میبالم که توانستم برای نخستین بار در زندگی ام در یک فضای آزاد ایرانی شرکت داشته باشم و رای بدهم. من وقتی برای یک نشست جامعه میروم، قبل از وارد شدن به آن محل، هرگونه گرایشات سیاسی ایرانی و مذهبی را به کنار گذاشته و فقط با هدف بهبودی زندگیمان و فرزندانمان در خارج از کشور فکر میکنم. بیایم برای یک بار هم که شده با اطمینان به هم، راهی را که شروع شده با هم به هدف برسانیم تا پیش فرزندانمان هم سرافکنده نباشیم که چرا شما ایرانی ها نمیتوانید با هم یک جامعه برای خودتان تشکیل بدهید؟ دستمریزاد بر همه کسانی که در این راه کوشیدند و کوشا هستند

 (هومن میر رفعتی)